هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
285
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
زيادى باريده ، عفونت هوا را بر طرف نمود ؛ كه اين يكى جاى صد هزاران شكر است . ذكر مجملى از واقعات ايام توقف در مكّه اعمال « عمره » و « حجّ تمتّع » از غايت اشتهار ، محتاج به ذكر و بيان نيست ؛ و مقصود از ترقيم اين مختصر ، تحرير وقايع است ، نه تسطير « 1 » مناسك . اين است كه سابقا و لاحقا « 2 » از ذكر اعمال حجّ بالمره « 3 » صرفنظر نموده ، به ذكر صادرات احوال مىپردازد . از آنجا كه پرتو لطف ايزدى ، همهجا با جناب آقاى « ثقة الاسلام » بود ، به مقصد و مقصود رسيد و بدون فيض از تشرف هيچ مكان شريفى وامانده نشدند ، با كمال آسودگى و كما ينبغى در همهجا مقصود به عمل آمد . از جمله بقاع شريفه كه مايل به زيارت آن بودند ، دخول اندرون بيت اللّه الحرام بود . اگرچه تاكنون رسم نشده بود كه از اهل « تشيع » بهطور آزادى به اندرون بيت رفته ، تشريف جويد ؛ ولى اين مطلب را به محض اشاره به مدير حرم ، كليددار بيت شريف را كه موسوم به « شيخ عمر بن احمد شيبى » و همانا از اولاد « شيبه » است ، كه از عهد حضرت رسالتپناه - صلى اللّه عليه - كليددارى به اولاد « شيبه » اختصاصى دارد ، خواسته ؛ سفارشات زياد نموده كه خودت در هر وقتى كه جناب « آقا » بخواهند به « بيت » داخل شوند ، حاضر شوند ، حاضر شده ، با كمال احترام و ادب پذيرايى مىنمايى ، كه به فراغ دل و جمعيت خاطر به زيارت اندرون بيت مشرف شوند . شب نوزدهم ماه ذى حجة الحرام [ 1296 ه . ق . ] در حالتى كه جمعى در خدمت جناب « آقا » از مخلصين و محبّين ، از اهالى « تبريز » و « قرهباغ » ، كه شمارهء آنها بيش از 30 نفر بود ، در ساعت سيّم به سوى « حرم » روان شده ، تا به « بيت مكرّم » رسيديم . يكيك از پله ترقى جسته ، بدون ممانعت احدى داخل شديم . پلّه عبارت از يك نردبانى است كه در هنگام احتياج به باب بيت مىگذارند [ و ] بعد برمىدارند . « كليددار » در داخلهء بيت ايستاده بود .
--> ( 1 ) . نوشتن . ( 2 ) . لاحق ، يعنى پيوسته ، رسيده ( 3 ) . يكباره .